دخملی و نی نیش
یک روز عصر پنجشنبه پاییزی با بابایی تصمیم گرفتیم بریم به کندوان و آب معدنی بیاریم و خانمی هم خودش این شکلی آماده شد (دخملی عاشق شال و روسری هست ) و به طرف کندوان راه افتادیم ایشون نازنین کوچولو نوه بنده در بغل آیلایی



چه با دقت به اطراف هم نگاه می کنه


چه پتو رو هم تا صورت نازنین کشیده

کم کم خوابش گرفته و نازنین به حال خودش رها شده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دخملی و نی نیش 


